تبليغاتX
داداش وحید طالب لو رو عشق است

داداش وحید طالب لو رو عشق است

ما لنگ میکشیم تا آبی هستیم ....اس اس مذهب و آبی پرستیم

 
نويسندگان
اسما آنتی لنگ
مهدی

 

آرشيو مطالب
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387

 

پيوند ها
پرنسس موبايل كرج
ایمان استقلالی
مهلا و وحید داداش
چو اس اس نباشد مبادا تنم
شالیز استقلالی
....:::هواداران ترزگه:::....
مسعود اس اسی
اسپورت هور
**هواداران متعصب استقلال**
استقلال عشق همه
عضو شو بازي كن جايزه ببر
استقلال زلزله
سايت رسمي باشگاه استقلال
...:::استقلال زلزله محبوب هر چی دله:::...
وبلاگ زيست شناسي شوش دانيال
رها و حرف هاي رها
استقلال اتیش پاره
استقلال زلزله محبوب هر چی دله(ruhiss)
پديده 7
استقلالي ترين پسر دنيا
پاتوق ابي
علی توتی استقلالی

 

 امكانات جانبي
RSS 2.0  
 

نقش على آبادى، کفاشیان، تاج و قطبى در حذف تیم ملى

تیم ملی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

قبل از بازى با کره جنوبى دوست داشتیم نتیجه بازى عربستان با کره شمالى مساوى تمام شود تا ما با پیروزى مقابل کره جنوبى بتوانیم امتیازات از دست داده گذشته را فراموش کنیم و با صعود مستقیم به جام جهانى جشن بگیریم. آرزوهایمان به بار نشست اما متأسفانه خود ما این شایستگى را نداشتیم که فوتبالى در حد نام ایران ارائه دهیم. چرا؟ مسئول این شکست بزرگ کیست؟

انتصاب غلط توسط على آبادى!
نکته عجیب این بود که براى احراز پست ریاست فدراسیون فوتبال على آبادى فقط یک نامزد را پیش روى رأى دهندگان قرارداد تا عملاً به جاى انتخاب یک انتصاب صد در صد غلط صورت بگیرد؛ آن هم کفاشیان دو و میدانى کارى که روى صندلى ریاست نشست تا عملاً دست على آبادى در فوتبال کشور باز باشد. آقایان براى تیم ملى در مسابقات مقدماتى جام جهانى ۳مربى برگزیدند که در نهایت حاصلش عدم صعود به جام جهانى ۲۰۱۰ آفریقاى جنوبى بود. على دایى با انتقادات به جایى که بر او وارد بود (از جمله ایجاد فضاى چندگانگى در تیم ملى) و همچنین لجبازى با برخى بازیکنان، تیم را چهارم جدول تحویل داد و برکنار شد. مایلى کهن هم از همان ابتدا با بروز تنش هاى مختلف یک عدم آرامش آزاردهنده را ایجاد کرده بود و در نهایت هم دست به کار نشده، دست از هدایت تیم ملى کشید تا منتخب  آقایان على آبادى و کفاشیان بشود افشین قطبى فردى که معتقد بودیم از تجربه لازم براى این کار بهره مند نیست. قطبى طى دوره اول حضورش در پرسپولیس نامزد سرمربیگرى تیم ملى شد حال آنکه قبلاً هیچ وقت و هیچ جا سرمربى نبود و در نهایت هم دایى جنگ با او را برد و سرمربى تیم ملى شد اما چرخ زمانه چرخید و مدیران ورزش و فوتبال بار دیگر قطبى را از کیسه بیرون آوردند که اى کاش نمى آوردند!
تشبیه فنى
در اینجا بد نیست شرایط تیم ملى در ۳ بازى آخر را به شرایط تیم اوساسونا در هفته هاى پایانى لالیگا تشبیه کنیم که آنها هم با خوش شانسى با تیم هاى بى انگیزه بازى مى کردند. اوساسونا در ۲ هفته آخر لالیگا با بارسلونا و رئال  مادرید بى انگیزه بازى کرد و با شکست دادن هر ۲ تیم و کسب ۶ امتیاز توانست در سطح اول فوتبال اسپانیا بماند. اما آیا این مسأله همیشه رخ خواهد داد؟ شاید تا ۲۰ سال آینده هم اوساسونا نتواند چنین رویدادى را تکرار کند اما همان وقتى که باید این کار را مى کرد، انجامش داد. ما در حالى مقابل کره شمالى تن به تساوى دادیم که این تیم در طول تاریخ حتى یک بار هم موفق به شکست ما نشده است حتى زمانى که «توفان زرد آسیا» لقب گرفت. پس قرار هم نبود که این بار بتواند ما را شکست دهد. حداقل کارى که مى شد کرد رسیدن به تساوى بود که قطبى به همین حداقل بسنده کرد. اما برسیم به امارات. این تیم در تمام ۸ بازى انجام شده اش در رقابت هاى مقدماتى جام جهانى ۲۰۱۰ تنها یک امتیاز کسب کرد که آن هم مقابل ما بود. این مسأله نشان دهنده ضعف مفرط فوتبالى است که براى سرپا نگه داشتن لیگش دست به دامان بازیکنان متعدد خارجى از جمله ایرانى ها مى شود. به این ضعف آشکار اضافه کنید غیبت «بازیکن اصلى از جمله مهره موثرى همچون اسماعیل مطر» را و همچنین بى انگیزگى محضشان را. ما چنین تیم از هم پاشیده اى را در خانه خودمان با سختى یک بر صفر بردیم. یک پیروزى خفیف که در حقیقت روى خلاقیت فردى بازیکنى مثل على کریمى رقم خورد. مقابل کره جنوبى با یک تیم بى انگیزه سر و کار داشتیم که صعودش قطعى شده بود. در اینجا برمى گردیم به همان مثال اوساسونا و بحث انگیزه. ما نیازمند پیروزى بودیم و به گل برترى هم دست یافتیم اما به دلیل اشتباه قطبى در تعویض ها و اتخاذ تاکتیک اشتباه از سوى او نتوانستیم ۳ امتیاز را حفظ کنیم تا کره جنوبى براى حفظ شخصیتش هم که شده گل تساوى را بزند و حتى تا آستانه به ثمر رساندن گل پیروزى هم پیش برود. حالا ما کجاى فوتبال آسیا و جهان هستیم؟
ضعف قطبى در بستن تیم
قطبى در ابتداى کار یک لیست بلند بالاى ارائه داد که در آن کمتر بازیکنى از قلم افتاده بود اما همان طور که پیش بینى مى شد این لیست تنها جنبه  نمایشى داشت تا منتقدان را ساکت کند وگرنه قطبى تیم ملى را براساس همان اطلاعاتش از فوتبال ایران که شامل شناخت از پرسپولیس و لژیونر ها بود چید به نحوى که از تیم قهرمان لیگ برتر یعنى استقلال هیچ بازیکنى در ترکیب ثابت و اولیه قرار نداشت. تکیه بیش از حد قطبى روى نفرات پرسپولیس به تیم ملى، گذشته از این که آسیب زیادى زد نشان دهنده شناخت قطبى از فوتبال ایران و رجوع به همان نظریه مدیریت لجستیکى و غیرکارشناسى فدراسیون و سازمان تربیت بدنى مى باشد. به عنوان مثال قطبى در این ۳ بازى از پژمان نورى در ترکیب اصلى استفاده کرد که ۲ بار آن به عنوان هافبک در کنار نکونام و تیموریان بود که منجر به افزایش بار دفاعى تیم شد که لاجرم منجر به کاهش توان هجومى تیم ملى گردید حال آن که ما در این ۳ بازى نیازمند پیروزى بودیم و هر فرد مرتبط با فوتبال مى داند براى پیروز شدن باید گل زد و گل زدن نیاز به عناصر هجومى دارد نه دفاعى.
جزو ۶ تیم اول آسیا هم نیستیم
نکته جالب توجه این است که خوب شد ما در گروه اول قرار نداشتیم وگرنه با حضور استرالیایى  که ۶ پیروزى کسب کرده و ژاپن و دیگر تیم ها حتى چهارم هم نمى شدیم و در رده پنجم قرار مى گرفتیم. در حال حاضر ما جزو ۶ تیم اول آسیا هم نیستیم و پایین تر از استرالیا، کره جنوبى، ژاپن، کره شمالى، عربستان و بحرین قرار گرفتیم. این در حالى است که ما دیدیم عراق در جام کنفدراسیون ها چگونه مقابل قهرمانى اروپا یعنى تیم قدرتمند و پرستاره اسپانیا قد علم کرد و با باخت خفیف یک بر صفر از زمین خارج شد. شما حساب کنید اگر عراق دچار بحران هاى متعدد نبود و مى توانست در گروه ما قرار بگیرد چه بسا ما حالا چهارم هم نبودیم و به جاى امارات در قعر جدول قرار مى گرفتیم.
مدیریت لجستیکى
وقتى مى گوییم مدام در فوتبال درجا مى زنیم به این دلیل است که سطح و سقف مدیریت آقایان در ورزش را مى شناسیم. آقایان به جاى مدیریت به اعتراف خودشان مشغول لجستیک هستند. تاج بعد از بازى با امارات این حرف را زد و قبل از بازى با کره جنوبى هم به آقاى سلطانپور در رادیو باز این مسأله را عنوان کرد. مى خواهیم بگوییم نخیر آقایان! کار شما فقط لجستیک نیست بلکه مهمترین وظیفه شما انتخاب یک سرمربى مناسب براى تیم بوده و هست تا بتواند از این همه پتانسیل استفاده کرده و موفقیت کسب کند.
سرمربیگرى کت و شلوار هیدینک!
در ایام بعد از انتصاب قطبى به عنوان سرمربى تیم ملى بسیارى از خوانندگان محترم تماس گرفتند که اکثراً هم طرفدار پرسپولیس بودند و از محبوبیت قطبى صحبت کردند. قطبى در فوتبال ما تا به حال ۳ بار هدایت ۳ تیم مهم را برعهده داشته است. او یک فصل سرمربى پرسپولیس بود، یک بار در همین پرسپولیس کار را نیمه تمام گذاشت و رفت و این بار آخر هم هدایت تیم ملى را برعهده گرفت. او بار اول در پرسپولیس به قهرمانى رسید آن هم در شرایطى که یک تیم مدیریتى قوى و دستیاران و مشاوران آشنا به کار در فضاى پرسپولیس حمایتش کردند وگرنه سال بعدش تیم را ششم جدول تحویل داد و از کشور خارج شد. قهرمانى پرسپولیس در لیگ برتر ششم در شرایطى حاصل شد که استقلال در شرایطى عجیب و نادر سر از رده سیزدهم جدول در آورد. صباباترى دچار تغییرات مدیریتى شد و انسجامش را از دست داد و سپاهان هم نیرو و تمرکزش را طرف لیگ قهرمانان آسیا کرد و به نایب قهرمانى رسید تا در لیگ خسته و بى انگیزه و گرفتار محرومیت ۳ ماهه از بازى هاى خانگى شود وگرنه در همان ایام پرسپولیس خارج از خانه به پاس باخت و اولین شکست تاریخ این تیم مقابل یک تیم گیلانى یعنى پگاه رقم خورد و قس علیهذا. بله، قطبى فصل بعدش پرسپولیس را ششم تحویل داد پیروانى و وینگادا هم به ترتیب و در نهایت این تیم را به مقام پنجم رساندند تا مشخص شود قطبى فردى متأثر از فضاى روانى اطرافش هست و به خاطر هیجان بالایش خوب مى تواند از تماشاگران خانگى انرژى بگیرد اما بررسى کارنامه قطبى در مسابقات خارج از خانه نشان مى دهد که او حرفى براى گفتن ندارد. در تیم ملى هم که جانشین دایى شد و تیم چهارم را حتى نتوانست به عنوان تیم سوم راهى پلى آف کند در حالى که چه بسا اگر تیم ملى بدون سرمربى به مصاف حریفان هم مى رفت لااقل به پلى آف مى رسید. قطبى که ادعا مى کند در کنار هیدینک و ادووکات چیز یاد گرفته باید مى توانست اثر خود را نشان دهد در غیر این صورت اگر قرار باشد صرفاً کنار یک نفر بودن چیزى عاید کسى کند ضمن احترام فراوان به آقاى قطبى الان کت و شلوار هیدینک هم باید مدعى سرمربیگرى در سطح اول فوتبال جهان باشد! قطبى که مى گفت تنها کسى است که مى تواند کره را در سئول شکست دهد پس چه شد؟ اگر او دانش فوتبال داشت مى توانست یک گل زده را با تعویض هایش خراب نکند الان به عنوان تیم دوم راهى جام جهانى شده بودیم. قطبى که مى گفت سئول را مى لرزاند داریم مى بینیم که سئول چگونه دارد مى لرزد؟ اگر هیاهوى عوامل رسانه اى قطبى نبود شاید ما دست کم به پلى آف مى رفتیم. اگر امثال آقاى فردوسى پور به به و چه چه راه نمى انداختند و سنگ قطبى را به سینه نمى زدند تا او را سرمربى تیم ملى کنند شاید ما حالا حذف شده نبودیم. با این امر که سهمیه آسیا تا این حد افزایش یافته ما چرا نباید به جام جهانى برویم. بله، مقصر اصلى على آبادى و کفاشیان هستند اما خود قطبى هم که مى گفت به مردم شیرینى مى دهد هم باید اینقدر دلش براى کشورش مى تپید که بداند اگر حتى از پس تیم هاى شرق آسیا برنمى آید، پس از انتخاب مایلى کهن چنین اظهارنظر تحریک آمیزى نمى کرد:«من به مایلى کهن تبریک مى گویم اما اگر من سرمربى مى شدم حتماً ایران را به جام جهانى مى بردم.»
خداحافظ آقاى کفاشیان
على کفاشیان رئیس فدراسیون فوتبال طى مصاحبه هایى عنوان کرده اگر او را نخواهند حاضر است مسند خود را ترک کند .خدمت ایشان باید عرض کنیم آقاى کفاشیان! با این تفاسیر لطفاً شما تشریف ببرید اهالى فوتبال خود مى دانند چگونه این کشتى توفان زده را به ساحل نجات برسانند.

 

سه شنبه 2 تیر1388 |

 
 

مادرم....

 

سلام دوستان خوبم

 

مادر الماسي است گرانبها که در روز ازل، در ظلمات و تاريکي روز اول خلقت به هر انسا ني عطا شده. موهبت خدايي که بدون در نظر داشتن مرزهاي خاکي، بي خبر از همه رفتارهاي نژاد پرستانه، به دور از هر گونه اختلافات طبقاتي و فرهنگي به مستمند و ثروتمند به يک نوع بخشوده شده. مادر رنگ نميشناسد. سياه و سفيد نميشناسد. در پيشگاه مادر رنگ نيست، فرق نيست. مادر تکه اي از خداست

 

روز مادر مبارک.

 

بای

یکشنبه 24 خرداد1388 |

 
 

حاشیه های فوتبال ایران در سالی که گذشت

سلام

یه مقاله واسه شما

 

چهره سال می‌تواند چهره‌ای موفق باشد، یا چهره‌ای شکست‌خورده، پرحاشیه، جنجالی و البته ناموفق.البته برخی از چهره‌های مطرح فوتبال هم غیر قابل پیش‌بینی بودند. یکی مثل افشین قطبی که بعد از یک فصل موفق در پرسپولیس امسال آن چهره سابق را نداشت و البته استعفای عجیبش هم سبب شد که او نزد خیلی‌ها به چهره‌ای غیرمحبوب تبدیل شود.

در حالی که یکی مثل محمد مایلی‌کهن در عین ناباوری و بعد از شکایت علی دایی و برادران شفیع‌زاده از او، ناگهان سر از سایپا در آورد و نسبتا موفق بود. به هر حال، چهره‌های سال فوتبال هم مطمئنا چهره‌های متفاوتی بودند، نسبت به یکدیگر.


افشین قطبی؛ عهد نامه ترکمانچای


«از آنجایی که با تمامی قلبم پرسپولیس و هواداران آن را دوست می‌دارم، خنجر جدایی را در قلب خود فرو کرده و از کنار تیم دور می‌شوم، شاید با این اقدام، دشمنان ما خشنود شوند و دست از سر این تیم بردارند...» سفر ناگهانی افشین قطبی به دبی، بعد از تقدیم استعفا به مدیرعامل باشگاه پرسپولیس تا مدت‌ها بحث محافل ورزشی بود. او به دلیل نتایج ضعیف با پرسپولیس از این باشگاه رفت، نه به این دلیل، که به خاطر لو رفتن مفاد قراردادش خبرساز شد.
به این ترتیب که مبلغ قرارداد دوساله قطبی، یک میلیون و هشتصد هزار دلار بوده که هشتصد هزار دلار آن برای سال اول و یک میلیون دلار دیگر برای سال دوم حضورش در پرسپولیس بوده است. با این توضیح که این مربی اگر استعفا دهد ‌800 هزاردلار نصیبش می‌شود و در صورت اخراج تمامی مبلغ قرارداد. قراردادی که بعد از لو رفتن با عهد‌نامه ترکمانچای مقایسه شد.



علی کریمی؛ بازگشت دوباره

در روزهایی که در قطر وضعیت مناسبی نداشت خیلی زود و با تصمیمی غیرمنتظره‌ به لیگ ایران بازگشت. با این حال در اردوی تیم ملی در اردبیل باز هم یک مصاحبه کریمی را از تیم ملی دور کرد. موضوعی که مسئولان فدراسیون را بر آن داشت که قید کریمی را بزنند. در حالی که همان موقع به این بازیکن گفته بودند که اخراجش از تیم ملی به‌خواست دایی بوده. به همین دلیل، بعدها وقتی سرمربی تیم ملی در یکی از مسابقه‌های لیگ به رختکن پرسپولیس رفت، کریمی برخورد سردی با دایی داشت. سرمربی تیم ملی بعد از آن گفت: «کریمی‌ را برای تیم ملی نمی‌خواهم.» و کریمی هم جواب داد: «دیگر دوست ندارم در مورد تیم ملی صحبت کنم. من برای همیشه خداحافظی کردم.» با همه اینها، پس از مسابقه ایران- کره جنوبی، زمانی که نگرانی بابت صعود تیم ملی افزایش یافت، دایی نظرش را عوض کرد. به این ترتیب که واسطه‌ها قهر این دو همبازی سابق را به آشتی تبدیل کردند و حالا قرار است جادوگر برای مسابقه با عربستان به تیم ملی دعوت شود.


مایلی کهن؛ اوج و فرود


اصرار محمد مایلی‌کهن به ماموران قضایی برای دستبند زدن به دستش و ثبت عکسی به این شکل، روحیه عجیب او را این بار آشکارا نشان می‌داد. او گرچه نتوانست عکسی با این وضعیت بگیرد اما در حرف‌هایش تاکید کرد که چنین اتفاقی رخ داده. مایلی‌کهن که با شکایت مدیران باشگاه استقلال اهواز بازداشت و با قرار وثیقه آزاد شد هرگز فکر نمی‌کرد با سرمربیگری سایپا تا مدت‌ها جلب توجه کند. او البته زمانی سر از سایپا درآورد که دایی در سفر حج به سر می‌برد. به همین دلیل، پس از بازگشت از این سفر گفته می‌شد مایلی کهن را برکنار می‌کند که نشد. زیرا سایپا در زمان مربیگری مایلی‌کهن متحول شد و نتایج قابل قبولی به‌دست آورده است.


غلام پیروانی؛ امید تیم امید

غلام پیروانی که معمولا در ابتدای فصل از مشکلات تیم شیرازی‌اش گله می‌کند و این روند را تا پایان فصل ادامه می‌دهد، امسال هم بارها گفت که به‌خاطر همین مشکلات از مقاومت جدا می‌شود. اتفاقا این فصل شرایط متفاوتی داشت. او که یکی از گزینه‌های فدراسیون و کمیته ملی المپیک برای سرمربیگری تیم امید بود، توانست نظر آنها را به سمت خود جلب کند. بعد از این اتفاق، خبرها حاکی از حتمی ‌شدن جدایی این مربی از مقاومت بود. در حالی که غلام پیروانی باز هم نتوانست دل از این تیم بکند و همچنان سرمربی این تیم باقی ماند. این یازدهمین سالی است که پیروانی در این باشگاه مربیگری می‌کند و البته اولین سالی است که غلام پیروانی دو تیم را هدایت می‌کند. او حالا سرمربی تیمی ‌است که می‌خواهد بعد از 36 سال به المپیک صعود کند.


قلعه نویی؛ 3 سال بعد از قهرمانی


3 سال بعد از روزی که توانست استقلال را به قهرمانی لیگ برساند، در ابتدای فصل باز هم سر از این تیم درآورد. پیش از او، مربیانی چون صمد مرفاوی، فیروز کریمی‌ و ناصر حجازی مربیگری این تیم را پذیرفتند، بلکه این تیم قهرمانی با امیر قلعه‌نویی را با یک قهرمانی دیگر فراموش کند. اما این اتفاق رخ نداد و بازگشت دوباره این مربی به جمع آبی‌ها، حالا استقلال را به شرایط قهرمانی بازگردانده. استقلال در حال حاضر در صدر جدول قرار دارد و امید بسیاری دارد تا قهرمان شود.
در حالی که قلعه‌نویی بعد از نتایج ضعیف ابتدای فصل و با تغییرات کادر مدیریتی این تیم، با پیروزی 6 بر صفر مقابل استقلال اهواز به روزهای اوج بازگشت. قلعه‌نویی بعد از3، 4 نمایش قابل قبول با استقلال، گفت: «من به قهرمانی نیم فصل فکر نمی‌کنم و ما دنبال این هستیم که در آخر فصل به قهرمانی برسیم.» ادعایی که خیلی زود با تحکیم صدرنشینی این تیم رنگ واقعیت به خود گرفت.


کریم باقری؛ سرانجام تیم ملی

اگر درخشش کریم باقری در لیگ با رسیدن علی دایی به سرمربیگری تیم ملی توام نمی‌شد، معلوم نبود مدافع پرسپولیس پیشنهاد بازی در تیم ملی را بپذیرد. باقری، ‌هافبک تیم ملی در جام جهانی 98 که آرزوی بازی در جام‌جهانی 2002 را در سر می‌پروراند، در این راه ناکام ماند. او که در مقدماتی جام جهانی 2002 کم‌کم از خط‌ هافبک جدا و به‌جمع مدافعان تیم ملی پیوست، بعد از حذف تیم ملی گفت که دیگر در تیم ملی بازی نمی‌‌کند. او خداحافظی کرد و البته در تصمیم خود چنان مصمم بود که حتی جام جهانی 2006 هم او را وسوسه نکرد. اما امسال و بعد از شروع مقدماتی جام‌جهانی، آنقدر در پرسپولیس درخشید که دایی تصمیم گرفت باقری را به تیم ملی دعوت کند. دایی همبازی باقری بالاخره این بازیکن را قانع کرد که پیشنهاد تیم ملی را قبول کند.


هدایتی؛وسوسه خرید پرسپولیس

« متقاضی خرید پرسپولیس هستم.» حسین هدایتی، رئیس هیات مدیره پرسپولیس در بحبوحه مسابقه‌های لیگ تاب نیاورد و این جمله را به زبان آورد. کسی که حضورش در فوتبال به خاطر سرمایه‌ای است که دارد. هدایتی در ابتدای ورودش به فوتبال امتیاز تیمی ‌از دسته اول لیگ آزادگان را خرید. بعد پروین را به عنوان قائم مقام این باشگاه معرفی کرد و با تزریق پول به این تیم قرار بود استیل‌آذین را به لیگ‌برتر بیاورند. اما هزینه بالای هدایتی هم برای این تیم کارساز نشد و استیل‌آذین هرگز به لیگ برتر صعود نکرد. او اما امسال به پرسپولیس آمد؛ کسی که تا به‌حال بیشتر از 3 میلیارد تومان برای این باشگاه هزینه کرده و مسئولان پرسپولیس هرگز نمی‌خواهند هدایتی را از دست بدهند. طوری که یک‌بار شایعه استعفای او، سران باشگاه پرسپولیس را برای تکذیب این خبر به تکاپو انداخت و البته نیکبخت نیز گفت: «امیدوارم هدایتی در باشگاه پرسپولیس بماند.»

خداداد عزیزی؛ مرد حاشیه

نتایج ضعیف پیام توام با مشکلات مالی این باشگاه، عزیزی را بر آن داشت که بارها استعفا دهد. او در ابتدای فصل با خرید 5 درصد از سهام باشگاه پیام یکی از ارکان اصلی این تیم به حساب می‌آمد. اما نتایج ضعیف این باشگاه تا جایی پیش رفت که عزیزی در مسابقه پیام و مقاومت سپاسی کنترل خود را از دست داد و با یک هوادار شیرازی درگیر شد. اتفاقی که همه اهالی فوتبال تقریبا او را محکوم کردند و سبب شد این مربی به کمیته انضباطی احضار شود. جالب اینکه عزیزی در جلسه کمیته انضباطی در حالی که اتفاقات این مسابقه را توضیح می‌داد، ناگهان شروع کرد به گریه کردن. اما این هم دلیلی نبود که کمیته انضباطی به راحتی از کنار این موضوع بگذرد و عزیزی محروم شد.
با این وجود، مدیرعامل باشگاه استقلال اهواز بعد از اضافه کردن کریم بوستانی به کادر فنی این تیم، خداداد عزیزی را به عنوان سرمربی انتخاب کرد، انتخابی که با محرومیت این مربی کمی عجیب به نظر می‌رسید.

 

 

بای


دوشنبه 3 فروردین1388 |

 
 

استقلال-الجزیره

سلام

 

روز دوم از هفته دوم مرحله گروهی رقابتهای لیگ قهرمانان آسیا از ساعت 15 امروز به قضاوت روشن ایرماتوف از ازبکستان و در حضور نزدیک به 60 هزار تماشاگر در ورزشگاه آزادی تهران آغاز شد که طی آن دوتیم استقلال و الجزیره امارات به مصاف هم رفتند.

210996.jpg

در این دیدار که برای هر دو تیم از اهمیت ویژه ای برخوردار بود، در نهایت امتیازات تقسیم شد تا استقلال و الجزیره با یک امتیاز در قعرجدول قرار بگیرند و شانس شان برای صعود به مرحله بعد کم رنگ شود.

استقلال که در بازی نخست خود برابر الاتحاد عربستان 2 بر یک شکست خورده بود به این امید در ورزشگاه آزادی تهران به مصاف الجزیره امارات رفت که بتواند با کسب سه امتیاز این بازی خود را به صدر جدول برساند.

برخلاف پیش بینی ها این الجزیره امارات بود که بازی را تهاجمی آغاز کرد و در دقیقه 10 توسط فابیو بایانو به گل برتری دست پیدا کرد.

در ادامه بازی این استقلال بود که بر میزان حملات خود افزود و بالاخره در دقیقه 45 توسط حسین کاظمی به گل تساوی دست پیدا کرد.



در نیمه دوم استقلال با حمایت تماشاگرانش هجومی تر آغاز کرد و حملات زیادی را پی ریزی کرد که هر بار بنا بر دلایلی نتوانست به گل برسد. در دقیقه 65 این دیدار استقلال صاحب یک ضربه پنالتی شد.

این پنالتی را آرش برهانی به گل تبدیل کرد اما داور آنرا نپذیرفت. در تکرار مجدد نیز دروازه بان الجزیره ضربه برهانی را مهار کرد تا بهترین فرصت استقلال برای رسیدن به پیروزی از دست برود.

در دقایق باقی مانده نیز توپ و میدان در اختیار استقلال بود اما این تیم نتوانست از فرصت های مطلوبی که نصیبش شد برای رسیدن به گل استفاده کند تا دو امتیاز حساس را از دست بدهد و کارش برای صعود به مرحله بعد سخت شود.

-------------------

الاتحاد عربستان در دومین بازی خود در لیگ قهرمانان آسیا هم برنده شد. این تیم موفق شد با نتیجه 3 بر1 ام صلال قطر را در خانه شکست داد.

الاتحاد که در بازی اول 2 بر 1 استقلال تهران را در جده برده بود چهارشنبه شب در دوحه، ام صلال را مغلوب کرد تا با شش امتیاز در جای اول جدول رده بندی قرار بگیرد.

حمد المنتشری 41، رناتو آدریانو 56 و هیشام آبوچروآنه در دقیقه 58 برای تین عربستانی گل زدند و ابراهیم نادیا در دقیقه 28 برای ام صلال گلزنی کرد.

به این ترتیب و با تساوی 1 بر1 استقلال و الجزیره در تهران، ام صلال با سه امتیاز در جای دوم گروه C ایستاد و استقلال و الجزیره در رده های سوم و چهارم قرار گرفتند.

بازی بعدی استقلال در روز  18 فروردین در دوحه برابر ام صلال خواهد بود.

بای


 

جمعه 30 اسفند1387 |

 
 

پولدار ترین فوتبالیست ایرانی کیست؟

سلام.

یه مقاله واستون گذاشتم در باره اینکه پولدارترین فوتبالیست کیه؟؟؟

کیه؟؟؟

 بخونید

وطن امروز در گزارشی ویژه به بررسی پولدارترین فوتبالیست هاس ایران پرداخته است. در این گزارش با بیان اینکه تا پیش از این گفته می شد علی دایی مایه دار ترین فوتبالیست ایرانی است آمده: البته دیگر نمی‌شود دایی را جزو بازیکنان محسوب کرد. او مربی شده و حالا روی نیمکت تیم‌ملی می‌نشیند. با این همه، نمی‌شود از دایی چشم‌پوشی کرد.

به نوشته این روزنامه یکی از بازیکنان تیم ملی که نمی‌خواهد نامش فاش شود، با خنده می‌گوید: «ای کاش پول دایی فقط از پارو بالا می‌رفت!» با اینکه زمین و زمان می‌دانند که دایی ثروتمند‌ترین فوتبالی است، اما او بارها منکر این موضوع شده.
اما دایی یکبار در پاسخ به این سوال گفت: «بچه‌هایی هستند که خیلی بیشتر از من دارند. ببینید من خدا رو شکر می کنم اندازه خودم شاید هم بیشتر از اندازه خودم دارم. اما این متعلق به یک مجموعه است. من با خانواده‌ام زندگی می‌کنم و هیچ موقع همه چیز را برای خودم نخواسته‌ام. الان هم همین‌طور است من عاشق خانواده‌ام هستم و همیشه دوست دارم پیش آنها زندگی کنم و اینکه من پولدارترین فوتبالیست باشم، نه؟! اصلاً!» خب، هنوز کشف نشده بازیکنانی که منظور دایی با آنهاست، چه کسانی هستند.
آن بازیکن ملی‌پوش خیلی راحت به این سوال جواب می‌دهد: «مهدی مهدوی‌کیا»‌هر کسی نداند خبرنگاران خیلی خوب می‌دانند که مهدوی‌کیا یکی از مایه‌دارترین فوتبالیست‌های ایرانی است. با پولی که او از باشگاه‌ هامبورگ گرفت، نه تنها بار خودش را بست، بلکه نوه نتیجه‌اش هم بیمه شدند!
مهدی بابت هر فصل از این تیم ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار یورو می‌گرفت که در نوع خود یک رکورد محسوب می‌شد، چون مهدی در آن روزها توانست رکورد درآمد در هامبورگ را بزند. مهدی سه فصل این رقم را از هامبورگ دریافت کرد. حالا هم که به آینتراخت رفته، سالی یک میلیون و پانصد هزار یورو می‌گیرد که او را قاطی ۴ بازیکن گران تاریخ باشگاه کرده.
وحید هاشمیان
به گزارش شفاف و به نقل از وطن امروز کلاً آن دسته از بازیکنانی که در بوندس‌لیگا زیاد بازی کرده‌اند، در پول دست و پا می‌زنند. همین وحید هاشمیان که این روزها بازیکن بوخوم است، هر فصل مبلغ سنگینی را دریافت می‌کند. او در هانوفر سالانه نزدیک به یک میلیون و پانصد هزار یورو دریافت می‌کرد که این رقم‌ها را خودتان به ریال حساب کنید تا ببینید چند میلیارد می‌شود! بازیکن مایه‌دار در فوتبال ایران زیاد است.
علی کریمی
علی کریمی هم از آن دسته بازیکنانی است که بدجور درآمدش بالاست. او در چند سال اخیر به اندازه عمر چند صد بشر، پول به جیب زده. زمانی که در الاهلی بازی می‌کرد برای دوبار قراردادش را با این تیم اماراتی تمدید کرد که برای دو بار قراردادش را با این تیم اماراتی تمدید کرد که برای هر فصل نزدیک به ۲ میلیارد تومان دریافت می‌کرد. بعد راهی آلمان و بایرن شد، برای هر فصل بازی یک میلیون و پانصد هزار یورو گرفت تا بر اندوخته‌های خودش بیفزاید. تازه بعد از جدایی از بایرن بود که علی، ثروت خود را افزایش داد. برای سه فصل بازی در قطر، ۵ میلیار دریافت کرد، آن هم به طور کامل. ولی در مجموع ۲ فصل در این کشور بازی کرد. باشگاه پرسپولیس هم برای اینکه او را به خدمت بگیرد ۳۰۰ میلیون به باشگاه السیلیه داد.
می‌گویند کریمی در پرسپولیس پولی نمی‌گیرد و تنها ماهانه یک رقم ناچیزی در حد چند میلیون از باشگاه دریافت می‌کند.
ابوالفضل جلالی مدیر برنامه‌های علی کریمی می‌گوید: «راستش علی ۲ سالی است که فقط با انگیزه مالی فوتبال بازی می‌کند...»
فرهاد مجیدی
در اینکه خیلی‌ها می‌دانند ستاره‌های ذکر شده چقدر مایه‌دار هستند، شکی نیست. مردم عادی خیلی خوب از این ماجرا بااطلاعند ولی هستند بازیکنانی که پشت ابر پنهان مانده‌اند.
یکی از افراد فوتبالی می‌گوید: «من فکر می‌کنم نباید فرهاد مجیدی را از قلم انداخت!» این مهاجم استقلال که ۸ سالی در امارات بازی کرد اینقدر پول درآورد که حالا بتوان به جرأت گفت جزو سه نفر اول مایه‌دارها باشد.
می‌گویند او از شیخ دوبی اینقدر پاداش گرفت و در کنارش مغازه و خانه خرید که حالا ماهانه میلیاردها پول به حسابش واریز می‌شود.
مجیدی البته این قضیه را خیلی بروز نمی‌دهد و در تهران با ماشین‌های ۶۰،۷۰ میلیونی می‌چرخد. یکی از دوستان نزدیک فرهاد می‌گوید: «او اگر همین‌طور ادامه بدهد بعید نیست دایی و مهدوی‌کیا را بگیرد.»‌
کریم باقری
در رده‌های بعدی پولدارها نام‌هایی مانند کریم باقری، جواد نکونام،‌ ایمان مبعلی،‌ جواد کاظمیان و... دیده می‌شود. کریم از آن دسته ثروتمندهای ندار است و احتمالاً زندگی را با جمله معروف «بهتر است ثروتمند زندگی کنیم تا اینکه ثروتمند بمیریم» سپری می‌کند. او چیزی از مایه‌دار بودنش بروز نمی‌دهد و تا همین چند وقت پیش هم با ۲۰۶ در تهران چرخ می‌زد. او کلاً خیلی کم خرید می‌کن و با همه بازیکنان فرق دارد.
جواد نکونام
در مورد جواد نکونام باید گفت که رفته رفته دارد برای دایی و دار و دسته‌اش، یک خطر محسوب می‌شود. او که سه ساله با اوساسونا بست، برای فصل اول نزدیک به دو میلیون یورو دریافت کرد اما از این فصل، پولی به مراتب بیشتر می‌گیرد.
سایت ترانسفر مارکت که در جهان سایتی شناخته شده است و قیمت بازیکنان را تخمین می‌زند، در جدیدترین آمار خود اعلام کرد حالا نکونام نزدیک به ۷ میلیون یورو قیمت دارد که در تاریخ فوتبال ایران، برای یک بازیکن بی‌سابقه است. نکونام از زمانی که ایران را ترک کرد قدم در راه ثروتمند شدن گذاشت.
از دو باشگان اماراتی الوحده و الشارجه نزدیک به یک میلیارد و چهارصد میلیون دریافت کرد که به گفته دوستان نزدیکش بیشتر این پول را خرج تجملات کرد! قبل از آن هم او جزو گران‌ترین بازیکنان لیگ برتر بود که از باشگاه پاس برای هر فصل ۳۰۰ میلیون می‌گرفت. ولی حالا پولی که جواد در اسپانیان می‌گیرد چندین برابر این رقم است.
مسعود شجاعی
به گزارش وطن امروز حتی مسعود شجاعی هم در اسپانیا میخ مایه‌دار شدن را کوبیده.
به تأیید سایت رسمی باشگاه اوساسونا او برای هر فصل ۲ میلیون یورو از این باشگاه می‌گیرد که برای بازیکنی در حد او یک رقم کلان است. مسعود قبل از این، بیشترین پول دریافتی را از اماراتی‌ها گرفته بود که به گفته خودش نزدیک به یک میلیارد تومان بود.
برای پول درآوردن امارات هم بدجایی نیست. حتی علی دایی که روزی برایش افت داشت در آسیا بازی کند، دو فصل به الشباب امارات قرار داد بست و ۲ میلیارد به جیب زد.
ایمان مبعلی، جواد کاظمیان و علی سامره از آن دست بازیکنانی هستند که خیلی راحت به این قضیه پی برده‌اند و الان چند سالی می‌شود که در امارات بازی می‌کنند. ایمان در حال حاضر گران‌ترین بازیکن ایرانی لیگ امارات است و نزدیک به یک میلیارد و پانصد میلیون از باشگاه الوصل گرفته.
او در سه سال اخیر رقم درآمد سالانه خود را به بالای یک میلیارد افزایش داده و اگر همین‌طور ادامه دهد، درآینده یکی از مایه‌دارترین بازیکنان ایران می‌شود.
جواد کاظمیان دوست نزدیکی ایمان هم از فصل گذشته رقم دریافتی را به یک میلیارد رسانده و هر فصل قیمت خود را بالاتر می‌بردو اینها تنها بازیکنان ثروتمند ایران نیستند. در لیگ برتر هم هستند کسانی که جزو مایه‌دارها محسوب می‌شوند، مثل نیکبخت واحدی. ولی رقمی که او و سایر بازیکنان گران‌قیمت لیگ برای یک فصل می‌گیرند خیلی کمتر از لژیونرهاست.

 

بای


دوشنبه 26 اسفند1387 |

 
 

پاسداشت صدر نشینی

با سلام به دوستان عزیز استقلالی گل

یكشنبه ۴/۱۲/،۸۷ هفته بيست و هشتم از هشتمين دوره ليگ برتر، ورزشگاه آزادى، ساعت ۱۶

209079.jpg
شكست مقابل مقاومت شاگردان امير قلعه نويى را با جديت بيشترى به مصاف پاس همدان فرستاد. استقلال وقتى در شيراز مقابل يك تيم جوان و با انگيزه شكست تلخى را تجربه كرد به نوعى فهميد نبايد هيچ تيمى را دست كم بگيرد. براى همين از همان دقايق آغازين سعى كرد ابتكار عمل را مقابل تيمى كه كم از مقاومت نداشت، در دست بگيرد. دوندگى و حضور در همه صحنه ها تاكتيكى بود كه مى توانست شاگردان قلعه نويى را در اين ميدان به برترى برساند. در واقع مقابل تيم دونده و سيرى ناپذير پاس همدان هم مى طلبيد چنين روشى اتخاذ شود. استقلال كه در دقايق آغازين مالك توپ بود به دفعات دروازه پاس را مورد هجوم قرار داد. دقيقه ۶ پاس رو به جلوى منتظرى در دهانه دروازه به اكبرپور رسيد كه مهاجم استقلال يك بدن براى رسيدن به توپ كم آورد. پاسخ اين حمله شوتى بود كه پاسى ها توسط كريميان در دقيقه ۱۸ دادند اما واكنش طالب لو كه در اين ميدان هيچ نشانى از ناآمادگى در خود نداشت، مانع از باز شدن دروازه استقلال شد. هجوم هاى پر اشتهاى استقلال به خصوص از سمت خسرو حيدرى باعث شد اين تيم در دقيقه ۲۱ با ضربه سر اكبرپور به گل دست يابد. پس از اين گل استقلال كه مى دانست زدن يك گل اندوخته مناسبى نيست تا پيش از پايان نيمه نخست به سوى دروازه پاس تاخت. اكبرپور كه آماده نشان مى داد در دقيقه ۳۹ پشت محوطه ۱۸ قدم پاس همدان با چرخشى فوق العاده و شوتى سرضرب دروازه پاس همدان را باز هم تهديد كرد اما اين موقعيت هم راهى به دروازه نداشت. استقلال پس از گل با اينكه حملات دامنه دارى روى دروازه حريفش ترتيب داد اما نتوانست تعداد گل هايش را افزايش دهد.

209025.jpg
پاس همدان نيمه دوم را با توپ پر آغاز كرد. پاس كه دوندگى را موثر در پيروزى احتمالى اش و دست كم جبران تك گل خورده مى ديد، سعى مى كرد استقلال را در زمين خود نگه دارد. محمد غلامى كه فعال ترين بازيكن پاس بود در دقيقه (۴۸) با ضربه اى نرم و كمى فنى دروازه استقلال را هدف قرار داد. اين حمله نشان مى داد پاس نيمه دوم را براى جبران گل خورده وارد زمين شده و استقلال روز سختى را پيش رو دارد. دراين دقايق دفاع استقلال فشار بسيارى را تحمل مى كرد اما جاگيرى مناسب كوشكى، قربانى و منتظرى سبب شد حملات پاس همدان عقيم و بى نتيجه بماند. غلام نژاد كه كوشش فراوانى براى خودنمايى داشت در دقيقه (۶۴) با ضربه بغل پاى خود طالب لو را به زحمت انداخت اما مهمترين صحنه بازى در نيمه دوم جايى حادث شد كه جواد شيرزاد در دقيقه (۶۷) با توى پاى چپ به سوى چارچوب دروازه استقلال شليك كرد و توپ پس از برخورد با كف دستان طالب لو با برخورد به تير افقى به داخل زمين برگشت. اين حمله امير قلعه نويى را مجاب كرد تا دست به تعويض هايى بزند. پس از فرهاد مجيدى كه در دقيقه ۶۲ به ميدان آمد و ۲ دقيقه قبل از پايان بازى به دليل خطاى بى مورد كارت زرد دومش را گرفت و از زمين اخراج شد! عليرضا عباسفرد و هادى شكورى تعويض هاى قلعه نويى محسوب شدند. اين تعويض البته باعث شد استقلال با آرامش بيشترى كار را دنبال كند و يك بازى دفاعى را مورد آزمايش قرار دهد. هر چند كه تا لحظه سوت پايان بازى دلهره اى مداوم ته دل هواداران استقلال را از ترس مساوى شدن بازى خالى مى كرد... با اين حال استقلال كه بازى سختى را پشت سر گذاشت توانست در نهايت پاس همدان را از سر راه بردارد و همچنان صدرجدول را در اختيار داشته باشد.

حالا یکم حااااااشیه

هواداران استقلال قبل از اينكه عليرضا فغانى سوت آغاز بازى را به صدا در بياورد به شدت منصور پورحيدرى را تشويق كردند. منصورخان هم كه خاطرات شيرينى با آبى پوشان پايتخت به ثبت رسانده بود به احترام هواداران از جا برخاست و براى هواداران دست تكان داد تا محبت آنها را به نوعى جبران كرده باشد

امير قلعه نويى پيش از آغاز بازى يدالله اكبرى را به دليل بى انضباطى در بازى استقلال مقابل مقاومت سپاسى از ليست ۱۸ نفره كنار گذاشت تا ثابت كند با بى نظمى به شدت مخالف است. امير قلعه نويى پس از ديدار مقابل مقاومت اعلام كرده بود با اكبرى برخورد خواهد كرد.

سكوهاى ورزشگاه آزادى ديروز به دليل سرماى شديد خالى از تماشاگر بود اما زمانى كه سياوش اكبرپور با ضربه سر دروازه سامان صفا را باز كرد اين تماشاگران كه تعدادشان به زحمت به ۱۰ هزار نفر مى رسيد آنچنان سر و صدا كردند كه پاسى ها از فرط تعجب به دور و اطراف خود نگاه مى كردند

امير قلعه نويى كه از كنار خط شاهد گلزنى سياوش اكبرپور بود با مشت هاى گره كرده به سمت على نظرى رفت و او را در آغوش گرفت. اما حركت سياوش مورد توجه هواداران قرار گرفت چرا كه گلزن استقلال پس از گل به سمت امير رفت تا اين گل را به او تقديم كند كه امير قلعه نويى با بوسيدن پيشانى او اتفاقات بعد از دربى را به كلى فراموش كرد.

واعظ آشتيانى براى بالا بردن روحيه شاگردان امير قلعه نويى بين دو نيمه به رختكن رفت تا بازيكنان استقلال را به دليل بازى مطلوبشان تشويق كند. بازيكنان استقلال قبل از آغاز بازى پاداش تساوى در دربى را از على انصارى دريافت كردند تا با روحيه مضاعفى به مصاف پاس همدان بروند.

اینو هم بگم که اقای گل لیگ ارش برهانیه تیز پاست

بهترین دروازه بانم که میدونید کیه؟جناب اقای وحید داداش طالب لو

این هم سایر نتایج:

209082.jpg

بای بای

دوشنبه 5 اسفند1387 |

 
 

این وبلاگی که در حال حاضر مشاهده میکنید وبلاگ اسما است.
طرفدار دو آتیشه تاج و دشمن واقعی لنگ تهران
(آنتی لنگ)
استقلال الهی میدون شی و همه ی لنگیا یکی یکی دورت بگردن!!!!

_________________

استقلال عزیزم گذر کردن از تو یه راهه بی عبوره

عاشق تو بودن برای ما غروره

تو ابی تو ماهی تو قهرمان مایی

تو سرور تموم لنگیایی

__________________

منو با اسم داداش وحید طالب لو لینک کنید()

esteghlali90@yahoo.com

 

 

پيوندهاي روزانه
روزنامه ی کیهان ورزشی
ابیو عشقه...
زنده باد آرژانتین
مجید خراطا
جدید ترین خبرهای ورزشی ایران و جهان
وب سایت رسمی باشگاه فرهنگی ورزشی استقلال
استقلال زلزله محبوب هر چی دله
استقلال تهران
عاشقان و هواخواهان استقلال

 

مطالب اخير
نقش على آبادى، کفاشیان، تاج و قطبى در حذف تیم ملى
مادرم....
حاشیه های فوتبال ایران در سالی که گذشت
استقلال-الجزیره
پولدار ترین فوتبالیست ایرانی کیست؟
پاسداشت صدر نشینی
باختیم.همین
همچنان سروری میکنیم
شاهکار استقلال....لنگی اماده باش
استقلال در بهشت....پرسپوليس در برزخ